ترجمه و تلخیص: مرتضی چرخ‌زرین / منتشر شده در نشریه همگام

در مارس 2000، اتحادیه اروپا در لیسبون تشکیل جلسه داد و پیرامون هدفی بلندمدت سیاستگذاری کرد: اینکه قاره اروپا در سال 2010 رقابتی ترین و پویاترین اقتصاد دنیا به لحاظ علمی در دنیا باشد و رشد اقتصادی پایدار همراه با موقعیت های شغلی بهتر و انسجام اجتماعی بیشتر را تجربه کند.

تاکید نشست لیسبون بر ارتقاء فرآیندهای تحقیق و توسعه از سمت دولت ها، دانشگاه ها و موسسات بود. بر اساس سیاستگذاری این جلسه، رشد و توسعه اقتصادی در گرو سرمایه گذاری در زمینه صنایع مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات و ارتقاء نوآوری ها مخصوصا در حوزه «اقتصاد دانش بنیان» است.

بیش از این نقش بخش فرهنگی و نوآور در این زمینه عموما نادیده گرفته می شده است. در واقع تلاش برای سنجش اثرگذاری اقتصادی-اجتماعی این بخش رویکری کاملا جدید می باشد. به زعم عده زیادی امور هنری یا جنبه روشنگری دارند یا سرگرمی. در نتیجه تصور بر این است که امور فرهنگی و هنری نقشی حاشیه ای در اقتصاد ایفا می کنند. همین مساله باعث شده ابزارهای آماری مناسب برای سنجش سهم بخش فرهنگی در اقتصاد و مقایسه آن با سایر حوزه های اقتصادی چه در سطح ملی و چه در عرصه بین المللی در دسترس نباشد.

سندی که در این مطلب بر آن تمرکز کرده ایم به بررسی روش های سنجش نقش فرهنگ در اقتصاد پرداخته است. این سند اولین تلاش اتحادیه اروپا برای بررسی عمیق نقش اجتماعی-اقتصادی بخش فرهنگ در قاره اروپاست در نتیجه به ارزیابی سهم فرهنگ در سیاستگذاری نشست لیسبون و به طور ویژه در رشد اقتصادی، افزایش رقابت، پررونق شدن کسب و کار، توسعه پایدار و نوآوری تمرکز داشته است.

این سند نشان می دهد که چگونه فرهنگ منجر به افزایش توسعه اقتصادی و اجتماعی و همچنین نوآوری و انسجام در جامعه خواهد شد. بخش فرهنگی و نوآور بخشی در حال رشد بوده و سرعت رشد آن بیشتر از همه حوزه های دیگر اقتصادی است. همین مساله در مورد اشتغال نیز صادق است. این بخش نیازمند نیروهایی با مهارت هایی متفاوت می باشد و در نتیجه در زمینه کارآفرینی نیز فرهنگ از سایر حوزه ها پیشروتر است. علاوه بر این فرهنگ عامل پیش برنده سایر بخش ها از جمله بخش نوآوری و همچنین فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز هست.

این سند همچنین نشان می دهد که چگونه فرهنگ می تواند یکپارچگی در قاره اروپا را افزایش داده و عامل کلیدی در انسجام عناصر مختلف جوامع اروپایی به رغم تفاوت های بین آن ها باشد. این رویکرد فرهنگی نوعی احساس تعلق ایجاد کرده و در نتیجه ارزش های اجتماعی و مردم سالارانه را گسترش می دهد. به همین سبب فرهنگ می تواند شهروندان اروپا را برای پذیرش ایده «اروپای یکپارچه» مجاب کند.

 

اولین گام در جهت ارزیابی اقتصاد فرهنگ در اروپا تعریف بخش ها و فعالیت های مرتبط با این حوزه است. این کار بدین سبب آسان نیست که تا به امروز رویکردهای متفاوتی در سطح ملی و بین المللی در این زمینه اتخاذ شده است.

 با توجه به اهداف بلند در نظر گرفته شده در این سند، گستره نگاه آن فراتر از صنایع فرهنگی سنتی همچون سینما، موسیقی و صنعت نشر است. در نتیجه علاوه بر زمینه های یاد شده به بررسی رسانه ها (خبری، رادیویی، تلویزیونی)، بخش های نوآور (طراحی مد، طراحی داخلی و طراحی محصول)، توریسم فرهنگی و همچنین زمینه های سنتی هنر (هنرهای نمایشی، هنرهای بصری و میراث فرهنگی) می پردازد. در این سند همچنین تاثیرات بخش فرهنگی بر توسعه صنایع مرتبط همچون تورسیم فرهنگی و شاید مهم تر از آن صنایع فناوری اطلاعات و ارتباطات با دقت بررسی شده و پیوند بین فرهنگ، خلاقیت و نوآوری در همین رابطه مورد موشکافی قرار گرفته است.  

در نتیجه حیطه ارزیابی انجام شده دربرگیرنده موارد زیر است:

در بخش نوآوری فرهنگ تبدیل به بستری نوآور در تولید کالاهای غیرفرهنگی می شود. این بخش در برگیرنده فعالیت هایی چون طراحی (طراحی مد، طراحی داخلی و طراحی محصول)، معماری و تبلیغات می شود. نوآوری در این سند به معنی کاربرد منابع فرهنگی به عنوان عامل واسط در فرآیند تولید محصولات غیرفرهنگی و به تبع آن منبع نوآوری و خلاقیت به کار رفته است.

در نتیجه حیطه بررسی های انجام گرفته در این سند دو حوزه «فرهنگی» و «نوآوری» را در بر می گیرد. این رویکرد توانایی ما را در سنجش صحیح تاثیرات اقتصادی-اجتماعی مستقیم یا غیرمستقیم فرهنگ و نوآوری بهبود می بخشد.

ابزارهای آماری موجود برای بررسی اثرات صنایع یاد شده بر اقتصاد کافی نبوده و روش های آماری در دسترس در این زمینه اندک اند. ابزارهای آماری موجود قادر نیستند به شکلی صحیح و شایسته به سنجش اثر حوزه های فرهنگی و نوآور بپردازند. علاوه بر این دسته بندی داده های آماری به دست آمده در سطوح ملی و در سطح قاره اروپا بسیار متفاوت است. این داده ها را به سختی می توان با دیگر داده ها مقایسه کرد. بخش عمده ای از فعالیت های فرهنگی در موسساتی انجام می شود که در دسته بندی های اولیه، موسساتی فرهنگی به شمار نیامده و در نتیجه آمار آن ها نیز نادیده گرفته می شوند. خوداشتغالی ها در زمینه فرهنگ شناسایی نشده اند. تجارت الکترونیک که به عنوان زمینه اصلی انتشار اقتصاد فرهنگ شناخته می شود مغفول مانده است. در نتیجه امکان ارزیابی دقیق از بخش عمومی اقتصاد فرهنگ در سطح اروپا عملا امکان پذیر نیست. 

در نتیجه، سند مذکور تلاش دارد علاوه بر تدقیق تعاریف در این حوزه، ابزارهای آماری و فرآیندهای جمع آوری داده را توسعه بخشد. در نبود دسته بندی های استاندارد از داده های مرتبط با این صنعت و با توجه به وجود اختلاف های قابل توجه بین پایگاه های داده موجود، این سند روش شناسی ویژه ای را ارائه کرده است:

مشکلات مشابهی نیز در رابطه با داده های مرتبط با اشتغال وجود داشته است. این سند از تنها روش شناسی موجود در زمینه اشتغال در حوزه های فرهنگی یعنی همان روش یوروست در این زمینه بهره می برد. این روش در مقایسه با روش های دیگر به صورت دقیق تر به تحدید مشاغل مرتبط فرهنگی و جمع آوری اطلاعات مرتبط با آن ها پرداخته است.

 در مورد روشمند نبودن جمع آوری داده ها نیز تلاش بر این بوده که از آرشیو موسسات فرهنگی و همچنین مطالعات موردی در این زمینه استفاده شود. این کار باعث می شود به جنبه های خاص اقتصاد فرهنگ که در جمع آوری داده ها توسط دولت ها نادیده گرفته شده نیز توجه شود (علی الخصوص در مورد مالکیت معنوی و همچنین تجارت الکترونیک)

به منظور بهبود شرایط آماری فعلی توصیه شده است که تحقیقات بیشتری در سطح ملی و اروپا انجام شود تا بتوان با کاربرد نتایج آن ها استانداردهای آماری مناسب به منظور جمع آوری داده های بخش فرهنگی و نوآور و سنجش آن ها تدوین شود.

 

تاثیرات عمده، مستقیم و سنجش پذیر اقتصادی-اجتماعی این دو بخش در جدول زیر آمده است. گرچه به دلیل کمبود داده های مورد نیاز ممکن است وزن واقعی این بخش به درستی محاسبه نشده باشد اما این جدول به خوبی نشان می دهد که بخش فرهنگی و نوآور نقش اجتماعی و اقتصادی مهمی در قاره اروپا ایفا می کنند و در حال افزایش سهم خود در فعالیت های اقتصادی نیز می باشند.

 

گردش مالی گردش مالی این بخش در سال 2003 بیش از 654 میلیارد یورو بوده است.

 

 

 

این در حالی است که در سال 2001 گردش مالی صنعت خودروسازی 271 میلیارد یورو؛

و تولیدات بخش فناوری ارتباطات و ارتباطات در سال 2003، 541 میلیارد یورو بوده است.

ارزش افزوده این بخش

 

 

 

 به تولید ناخالص اروپا

سهم این بخش در سال 2003 در تولید ناخالص اروپا %2.6 بوده است.

 

 

 

این در حالی است که در همین سال:

فعالیت های اقتصادی مرتبط با املاک و مستغلات سهم 2.1 درصدی؛

صنایع غذایی، مشروبات الکی و تنباکو سهم 1.9 درصدی؛

منسوجات سهم 0.5 درصدی؛

و تولیدات شیمیایی، لاستیک و پلاستیک سهم 2.3 درصدی در تولید ناخالص اروپا داشته اند.

سهم این بخش

 

 

 

 در رشد اقتصادی اروپا

رشد کلی ارزش افزوده این بخش در فاصله سال های 1999 تا 2003، 19.7 درصد بوده است.

 

 

 

رشد این بخش در فاصله این سال ها 12.3 درصد بیش تر از رشد عمومی اقتصاد بوده است.

اشتغال در سال 2004، 5.8 میلیون نفر در این بخش مشغول به کار بوده اند که این تعداد برابر با 3.1 درصد از کل جمعیت شاغل به کار در اروپاست.

 

 

 

اگرچه کل اشتغال در اروپا در فاصله بین سال های 2002 تا 2004 کاهش یافته، اشتغال در این بخش افزایش داشته است (%1.85)

46.8 درصد از کارگران این بخش حداقل یک مدرک دانشگاهی داشته اند (در مقابل 25.7 از این درصد در کل شاغلین اروپا)

سهم خوداشتغالی در این بخش دوبرابر این سهم در مقایسه با کل اشتغال در قاره اروپاست (28.8 درصد در برابر 14.1 درصد)

17.1 درصد از مشاغل این بخش کارهای کوتاه مدت و موقت اند ( 13.3 درصد در کل اشتغال اروپا)

سهم کارگران نیمه وقت به نسبت این سهم در کل اشتغال اروپا بیشتر است (از هر چهار نفر، یک نفر در مقایسه با سهم 17.6 درصدی در کل اشتغال).

 

نقش بخش فرهنگی و نوآور در اقتصاد اروپا محدود به اثرات مستقیم و سنجش پذیر این حوزه نیست. عملکرد فعال این صنایع در سایر بخش های غیرفرهنگی نیز مشهود است ودر نتیجه تاثیری غیرمستقیم بر فعالیت های اقتصادی، فرآیند توسعه اروپا،  بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات و همچنین توسعه محلی دولت ها می گذارد.

 

در سال های اخیر پهنای باند اینترنت به شکلی صعودی در حال افزایش می باشد. گسترش استفاده از اتصالات وایرلس و اقبال عمومی به اینترنت 4G تلفن همراه رویای اتصال «در هر زمان و هر مکان» را محقق کرده است. علاوه بر این پخش دیجیتال برنامه های رادیویی و تلویزیونی جای خود را به پخش آنالوگ داده است.

در اکتبر 2005، قاره اروپا 52.624.4.3 خط دسترسی به اینترنت پرسرعت داشته است (در مقایسه با تعداد 10.298.139 در اکتبر 2002). ضریب نفوذ اینترنت پرسرعت در این قاره به طور متوسط 11 درصد است (از 10 درصد در یونان تا 23 درصد در دانمارک و 24 درصد در فنلاند). این ضریب نفود در مقایسه با اروپا در سال 2005 در آمریکا 15 درصد و در ژاپن 16 درصد بوده است. صنعت فناوری ارتباطات و اطلاعات در سال های پیش رو 25 درصد از کل رشد اقتصادی قاره اروپا را به خود اختصاص خواهد داد.

رشد محتوای نوآور و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات دو روی یک سکه اند:

پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات اصلی ترین عامل پیش برنده رشد رسانه های نوآور و صنعت اینترنت بوده است. تاثیرات این رشد بر مصرف رسانه ای در سال های اخیر بسیار زیاد بوده و همین امر موجب می شود اینترنت در آینده مهمترین عامل موثر در این بخش باشد. از سوی دیگر محتواهای نوآور فرهنگی عامل کلیدی در بالابردن جایگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات هستند.

در واقع توسعه فناوری های جدید تا حد زیادی متکی به جذابیت محتوای ارائه شده توسط آن هاست.

امروزه شاهد یک انقلاب تجاری واقعی در عرصه موسیقی هستیم. بازی های رایانه ای کاملا وابسته به دگرگونی های عرصه فناوری شده اند. فروش و توزیع فیلم های سینمایی و ویدیوها نیز امروزه تغییرات چشمگیری را تجربه می کند. حتی هنرهای سنتی از جمله میراث فرهنگی، هنرهای بصری و هنرهای نمایشی نیز نمی توانند از انطباق با فضاهای جدید فناوری بگریزند.

یکی از موفق ترین صنایع اروپا صنعت توریسم می باشد که 5.5 درصد درآمد ناخالص این قاره را به خود اختصاص داده و سهم اروپا از کل این صنعت در جهان را به 55 درصد رسانده است. اروپا بربازدیدترین مقصد دنیاست. در سال 2005 این قاره رکورد حضور 433 میلیون بازدید توریستی را شکست.

فرهنگ و نوآوری اصلی ترین عوامل در جهت تشویش توریست ها برای بازدید از یک کشور هستند. این دو عامل همچنین نقش تعیین کننده ای در جذب سرمایه گذاری ها و استعدادها دارند. هر چند در عصری زندگی می کنیم که فناوری اطلاعات ما را از محدودیت های مکانی و زمانی رهانده اما هنوز هم «موقعیت فیزیکی» و «شرایط اجتماعی» عاملی موثر در موفقیت اقتصادی است. «بازار محلی» یک واقعیت انکارناپذیر است. شهرها و مناطق مختلف در رقابت جدی برای جذب سرمایه گذاری های مستقیم خارجی و فعال کردن ظرفیت های خاص خود هستند. برای نیل به این هدف آن ها باید از داشته های فرهنگی خود و سبک زندگی شان برای تبلیغات استفاده کنند.

 

 تاثیر فراگیر دیگری که فرهنگ بر بافت اجتماعی-اقتصادی می گذارد نقش آفرینی آن به عنوان ابزاری در جهت افزایش انسجام اجتماعی و یکپارچگی ارضی در قاره اروپاست. امروزه در بسیاری از کشورهای اروپایی فرآیند دو قطبی شدن در موضوعات مختلف در حال شکل گیری است. به عنوان مثال بین کشورهایی با «منابع غنی» و کشورهایی با «منابعی فقیر». بین گروه ها و افراد با گرایشات مذهبی مختلف، بین مهاجرین، جوانان و بیکاران. و همچنین بین مردم کلان شهرها و مردم حومه که در کشاورزی با مشکلاتی مواجه شده اند.

 استراتژی «توانمند سازی» شهروندان حاشیه نشین و همسایگان محروم برای توسعه همان مقدار منابعی که در دسترس دارند می تواند کاملا مفید واقع شود. فرهنگ ابزاری مفید در این زمینه است. فعالیت فرهنگی موثر در این حوزه موارد زیر را شامل می شود:

هر چند این پروژه ها شاید تاثیر مستقیم اقتصادی نداشته باشند اما می توانند به دلایل زیر در فضای اقتصادی نقش آفرین باشند. 

پتانسیل های سند سیاستگذاری لیسبون در بخش فرهنگی و نوآور بسیار زیاد بوده و راهبردی مدون برای عملیاتی کردن این ظرفیت ها لازم است. در سال های اخیر راهبردهایی در سطح کشورهای اروپایی مکتوب شده که تلاش داشته اند سیاستگذاری های فرهنگی و اقتصادی را به یکدیگر نزدیک کنند. اروپایی ها به خوبی می دانند فرهنگ و نوآوری می توانند با هدفگذاری های سنجیده موجب رشد و توسعه پایدار در جوامع شود.

 

منبع: سند اقتصاد فرهنگ اتحادیه اروپا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *